عشق یعنی دستهایم مال توست
چشمهای خسته ام دنباله توست
عشق یعنی ما گرفتار همیم
دوستدار هم طرفدار همیم
هر چه میخواهد دلش آن می کند
میکشد ما را و کتمان میکند
عشق غیر از تاولی پر درد نیست
هر کس این تاول ندارد مرد نیست
آمدم تا عشق را معنا کنم
بلکه جای خویش را پیدا کنم
آمدم دیدم که جای لاف نیست
عشق غیر از عین و شین و قاف نیست
تو این روزها به خاطر امتحاناتم هیچ جا نرفتم فقط جمعه گذشته با بابا اینا رفتیم گیوی برا جشن آلبالو که خیلی خوش گذشت من که تا به حال به اون منطقه نرفته بودم .مناظر بکر و زیبایی داشت.
با عزیزم
هم یه دیدار کوتاه داشتیم که رفتیم یه جای باصفا هر چند زمان کمی داشتیم اما عالی بود.
تنها چیزی که این روز ها اعصابم رو خرد می کنه از جانب عزیزم س ی گ ا ر کشیدنشه
.مدتی بود که نمی کشید و باز دوباره مدتیه شروع کرده .خودش هم در عذابه.قبلن چند باری گفتم و خودش هم همکاری کرد و تکرار نشد .ولی باز ....
نمی دونم چیکار کنم شاید براتون خنده دار باشه اما خیلی در عذابم حتی تو خواب هم با این مسله درگیرم .وقتی یادم می افته دنیا رو سرم خراب می شه.
پ ن) خانمهای محترم با کمی تاخیر روز زن مبارکتون باشه
دیگه کادوها رو گرفتین خوش به حالتونه دیگه
آره؟
پ ن)دیشب عزیزم بسی عشقولی شده بود
.منم تند تند داشتم جزوه رو می خوندم
عزیزم هم دم به ساعت زنگ می زد و کلی می حرفید و حرفهای عشقولی می زد دیگه من کم اورده بودم از بس گفتم خدا نکنه خدا نکنه. فکر کنم تو خواب هم اینو تکرار می کردم
(خدا این عشق و احساس رو از ما نگیره و همیشه همینطور عشقولانه باشیم
)حدود ۲ ساعتی حرف زدیم و قطع که کردیم.و تا ساعت ۲ شب بیدار بودم و جزوه رو مرور می کردم.یه نمونه سوال هم دستم بود که یه نیم نگاهی به اون انداختم .امروز سر امتحان دیدم عین همون سوالها رو داده بود حتی یکی رو هم عوض نکرده بود.یعنی من اگه تو این ۲ روزی که وقت داشتم اگه همون ورقه رو نگاه می کردم مطمینا ۲۰ می شدم
. چه پی نوشت طولانی شد.
پ ن مختص عزیزم) عزیزم باشوووووووووووووووووووووووووووادولانیممممممممم
.
