هوا شدیدا سرد شده.با دو تا بخاری خونه اصلا گرم نمی شه .اتاق من با اینکه بخاری داره سرده.نسبت به سالهای پیش برف کمی باریده ولی خوب هوا سوزش زیاده.دیشب عقد برادرم بود البته رفتیم محضر و اونجا خیلی بی سر و صدا عقدشون خونده شد. درست روبروی برادر بزرگه نشسته بودم و موقع خوندن خطبه عقد پرت شده بودم به دوران نوجوانیمون تا همین دیروز تو سر و کله هم می زدیم چه زود گذشت و چه زود بزرگ شدیم.بعد عقد م رو بردن خونه شون ناهار و ما برگشتیم خونه .شام هم بابا به افتخار عروس خانم ما رو برد ررستوران البته با عروس خانم.دختر خوبی به نظر می رسه امیدوارم همون طوری باشه که فکر می کنیم و رنگ عوض نکنه.
دیشب هم برا تبریک عید رفتیم خونه عزیزم (آخه عزیزم سیده)تا ساعت ۱ شب اونجا بودیم .خوش گذشت (مگه می شه با عزیزم باشم و خوش نگذره .)
امروز هم کلاسها تشکیل نشد اکثر بچه هایی که از شهرستان میان نیومده بودنم و ما هم از خدا خواسته بی خیال کسب علم شدیم.و من و عزیزم خودمون یه کلاس ۶ ساعته تشکیل دادیم و بسی خوش به حالمان شد.
الان دلم آبگرم سرعین رو می خواد مثل پارسال زمستون که فقط من و مامان تو آب بودیم شب بود من و مامان از ترسمون از آب تمیز و خلوت نتونستیم استفاده کنیم فکرشو بکن برف می باره رو سرتو و تو هم تو آبگرم وای یه حالی داد یه حالی داد امسال هم باید یه شب برفی بریم سرعین و اساسی حالشو ببریم.
پ ن)برای دوست عزیزی که کامنت گذاشته بودن:قاضی خودش گفت که تو از تمام حق و حقوقت بگذر تا طلاقت رو بدم البته با وکیلم رفته بودم و قاضی پیش اون گفت که اینطوری می تونم طلاقت رو صادر کنم.منم از حق و حقوقم گذشتم و به قاضی هم نگفتم از اون سکه هایی که گرفتم می گذرم ولی اون تو حکم بذل تمامی مهریه رو عنوان کرده.
پ ن)لیلا جان منم نمی تونم برات کامنت بزارم علتش چیه نمی دونم ؟از اینکه دوستهای گلی مثل شما دارم خیلی خوشحالم.همتون مثل خواهر برام عزیزید.
